تبليغاتX
تجربه های یک معلم به رنگ سبز در مدرسه

تجربه های یک معلم به رنگ سبز در مدرسه

اهميت آموزش علوم تجربي در مقطع ابتدايي

اهميت آموزش علوم تجربي در مقطع ابتدايي

فراگيري علوم تجربي به كودكان كمك مي كند تا روش هاي شناخت دنياي اطراف خود را بهبود بخشند. براي اين منظور آن ها بايد مفاهيمي كسب كنند كه به آن ها كمك كند تا تجارب خود را با يكديگر مرتبط سازند مثلاً : «نگاه كن گياهي كه در نزديك پنجره بوده، خوب رشده كرده ولي گياهي كه در آن اتاق تاريك بوده پژمرده شده است، چون گياه به نور احتياج دارد تا رشد كند.» آن ها بايد روش هاي كسب اطلاعات، سازماندهي ، كاربرد و آزمايش كرده را بياموزند. اين فعاليت ها توانايي آن ها را در درك دنياي اطراف تقويت مي كند و آنان را براي تصميم گيري هاي هوشمندانه و حل مسايل زندگيشان ياري مي دهد. «گلدان را از اتاق كم نور به پشت پنجره ي روبه آفتاب بگذارم، ببينم چه مي شود.»

امروزه آموختن علوم تجربي همچون سوادآموزي و حساب كردن امري اساسي و ضروري است كه با زندگي روزمره ي ما در ارتباط است و با پيشرفت تكنولوژي اهميت آن بيشتر شده است. به عبارت ديگر آموزش علوم بيشتر به آموزش راه يادگيري مي پردازد كه آگاهي از آن براي هر كودكي لازم است،‌چرا كه او در دنيايي زندگي مي كند كه سريعاً در حال تغيير است و وي بايد قادر باشد خود را دايم با آن تغييرات هماهنگ سازد. گفته اند كه در 20 سال ديگر سرعت رشد اطلاعات آن قدر سريع است كه كمتر از 75 روز ميزان اطلاعات و دانش بشر دو برابر مي شود و بنابراين آنچه مهم است يادگيري شيوه كسب اطلاعات و به روز كردن و پردازش آنهاست و نه كسب اطلاعات به مثابه يك بسته ي دانشي. به اين دليل فراگيري علوم تجربي دو جنبه ي مثبت دارد. هم فرايند است و هم فراورده.

 فرايند علوم: روش يافتن اطلاعات،‌آزمايش نظريات و توضيح و تفسير آن هاست.«از دو گلدان كاملاً مشابه ، يك گلدان را در جاي كم نور و ديگري را در جاي پر نور مي گذارم به اندازه اي هم آب مي دهم تا ببينم آيا واقعاً ميزان تابش نور بر رشد گياه اثر دارد؟»

فراورده ي علوم: نيز آراء و عقايدي است كه مي تواند در تجارب آتي به كار گرفته شود. اين كه مي گوييم«مي تواند» به اين معني است كه آموزش علوم فقط زماني فوايد بالا را دارد كه مراحل صحيح و مناسب خود را طي كند و گرنه هيچ تضميني براي دستيابي به آن ها نيس. و چون اين دو،‌ يعني فرايند علوم و فراورده ي علوم شديداً به يكديگر وابسته اند، بسط و پرورش آن ها نيز بايد همراه هم تحقق پذيرد. اين موضوع در انتخاب انواع فعاليت هاي آموزشي دانش آموزان از اهميت ويژه اي برخوردار است. مثلاً آموزش مفهوم «گرما باعث افزايش حجم مواد مي شود.» يك (فراورده ي علم)، بايد از طريق مسير مناسب و انجام فعاليت مناسب ، (فرايند علم) ، طي شود تا آموزش به واقع اتفاق افتد. قبل از توجه به اين مورد، به دو نكته ي مهم ديگر كه بر اهميت آموزش علوم تاكيد دارد مي پردازيم. اول اين كه چه ما علوم را به كودكان آموزش دهيم،‌چه ندهيم، آنان، خود، از اولين سال هاي كودكيشان، عقايد و نظرياتي در باره ي دنياي اطراف خود كسب مي كنند. مثلاً بسياري معتقدند«اگر در كتري را ببنديد، آب در دماي كم تري مي جوشد» ، يا «جريان الكتريسيته زماني كه سيم ها تاب نخورده بيشتر است» و بسياري تصورات غلط ديگر كه بر تصورات كودكان در مورد تجاربشان اثر مي گذارد. مسئله ي ديگر اين كه اگر كودكان به خود گذاشته شوند با تصوراتشان عقايد خلق مي كنند كه بيشتر غيرعلمي اند؛ مثلاً «براي به حركت درآوردن اجسام نيرو لازم است حال آن كه براي متوقف ساختن آن ها نيرويي لازم نيست».از آن جا كه اين عقايد را مي شود آزمايش كرد، وظيفه ي آموزش علوم اين است كه به كودكان اولاً علاقه مندي و ثانياً مهارت كافي براي انجام اين آزمايش ها داده شود. انجام آزمايش ها نه تنها باعث اصلاح عقايد آن ها مي شود،‌ بلكه به آنان مي آموزد كه در علوم تجربي نسبت به آنچه «حقيقت» ناميده مي شود شك كنند مگر آن كه صحت آن را از طريق آزمايش تجربه كنند. از اين طريق به راحتي مي توان فرايند «فرضيه سازي» را براي آنان توضيح داد و به اين ترتيب آن ها در مي يابند كه گاه عقايد و نظرياتي وجود دارند كه صحت آن ها از طريق آزمايش ها و تجارب سازگارند، مفيد ند.

فراگيري اين آموزش در اوايل دوران كودكي از دو نظر اهميت دارد، يكي آن كه كودكان در مي يابند كه عقايدي صحيح است كه مستدل باشد و دوم اين كه احتمال پذيرش نظريات غيرمستدلي كه با مفاهيم علمي در تضاد مستقيم است كم مي شود. آنچه مهم است اين است كه بررسي هاي متعدد نشان داده كه هر چه طول مدت زماني كه فرد عقيده ي غلطي را كسب كرده زيادتر باشد امكان تغيير آن مشكل تر است در عمل ديده ايم فرايند تغيير نظر دانش آموزان دبيرستاني هنگامي كه نظر غيرعلمي را پذيرفته اند بسيار مشكل تر از اين فرايند در دانش آموز ابتدايي است. بزرگسالان در مقابل تغيير عقيده مقاومت مي كنند و اين خود مانعي بزرگ در آموزش علوم به دانش آموزان بزرگسال است. به اين دليل اگر آموزش علوم در دوره ي دبستان مسير منطقي خود را طي كند، مانع پيدايش بحران در دوره ي دبيرستان خواهد شد. هنگامي كه دانش آموز دبستاني ياد مي گيردكه پذيرش اين نظريه كه «بستن در قابلمه ي آبي كه روي شعله است باعث مي شود آب در دماي كم تري بجوشد» بايد با آزمايش كردن همراه باشد، و زماني كه آزمايش اين نظريه را رد كرد او به سادگي قبول مي كند كه بايد انعطاف پذير باشد و اشتباهات را بپذيرد. به اين دليل اين دانش آموز در دوره ي دبيرستان در دروس علوم تجربي نظريات غيرعلمي خود را ساده تر كنار مي گذارد.

منبع: كتاب معلم (راهنماي تدريس) علوم تجربي سوم دبستان ، سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش ، چاپ اول 1381 http://hamyari200.mihanblog.com/

برنامه درسي علوم تجربي

مروري بر روند تحول برنامه درسي علوم تجربي

برنامه درسي بعنوان يك رشته تخصصي و تحصيلي به عنوان يك حوزه مستقل رشته اي كاملا جديد است . اما عمر پايه هاي نظري آن به قدمت عمر انسان مي رسد .

پرفسور ويليام هنري شوبرت مؤلف « كتابهاي برنامه درسي » مينويسد پيشينه برنامه درسي غير رسمي به زماني باز مي گردد كه انسانها در جستجوي آموزش ميراث گذشتگان به جوانان بوده اند . بزرگسالان قبائل عصر ما قبل تاريخ به تصميم گيري در خصوص مطالبي مي پرداختند كه بچه ها نياز داشتند ياد بگيرند تا عضو گروه جامعه شناخته شوند ( وزارت آموزش و پرورش – 1379 – ص 5 )

برنامه درسي در سطح كلان تا قبل از قرن بيستم بطور غير مستقيم بخشي از فلسفه – علوم تربيتي – ادبيات – تاريخ و جامعه شناسي بوده است . بتدريج كه جوامع از نظر علم و فن آوري پيشرفت كرده اند نهاد هاي رسمي شكل گرفته و اين سؤال مطرح گرديد « چه چيزهايي بايد آموزش داده شود ؟ »

 برنامه درسي بصورت رسمي در سطح تخصصي بعنوان يك رشته مستقل مرزهاي معين خود را در قرن بيستم پيدا كرده رشد نمود .

پايه هاي اوليه برنامه درسي به يونان بر مي گردد . سقراط – افلاطون و ارسطو بيشترين تــاثير را بر آموزش و پــرورش داشته اند . استفاده از بحث براي كشف

حقيقت و پرورش شهروندان براي شركت مؤثر در جامعه منظور نظر برنامه درسي بود. برنامه درسي در قرون وسطي بشدت تحت تاثير مسيحيت بود و فلسفه و علم بصورت يك دستگاه جزمي وابسته به الهيات بود و آزادگي خود را از دست داده و پژوهش و شناخت طبيعت به شدت مورد عتاب قرار گرفته بطوريكه در اين زمان گاليله را به گناه گفتن اينكه « زمين به دور خورشيد مي گردد » به دادگاه و محاكمه كشاندند . در اواخر قرن چهاردهم روح تحقيق اهميتي تازه يافت و روش آموزش و پرسش و پاسخ سقراطي دوباره مطرح گرديد .

در طول قرن شانزدهم ( دوران نوزايي رنسانس ) تعدادي از فيلسوفان واقع گرا برنامه درسي دانش آموز محور را براي كليه دانش آموزان پيشنهاد مي كردند . اين روح واقع گرا كه بيشتر خود زندگي را محور كار قرار داده بود در تغيير و تحول آموزش و پرورش جهاني نقش مهمي را ايفا نمود . و در قرن هفدهم و هجدهم منجر به كشفيات مهم علمي كوپرنيك و نيوتن گرديد و فرانسيس بيكن انگليسي كه به او لقب «  پدر روش علمي » را داده اند آموزش و پرورش ارسطويي را زير سؤال برده و تجزيه و تحليل نقادانه و تجربي (‌روش استقرايي ) را جايگزين روش قياسي نمود .

"  در اين سالها هنوز فلسفه و عــلوم از يكديــگر جدا نشده بودند و علــوم بعنوان « فلسفه طبيعي » بصورت شعبه اي از فلسفه تا قرن نوزدهم باقي ماند" ( تاريخ تمدن  ويل دورانت ) فيلسوفاني مانند توماس هابژ انگليسي و رنه و دكارت فرانسوي كار خود را در جهت استدلال و تعقل و تجربه ادامه داده اند .

"  دكارت در تعليم وتربيت بر تجربه اندوزي – خود آموزي و جستجوي دانش در كتاب بزرگ جهان از روي روش و نظم تكيه داشت . بدين سان دكارت و بيكن به آموزش و پرورش به معني محدود آن نپرداختند و كارشان در تحول فلسفه و علوم افق هاي تازه اي را گشود ( نقيب زاده – 1378 – ص  121  )

در قرن هجدهم و نوزدهم نظريات فرد مدار و داشتن آزادي عمل براي دانش آموزان و اعتقاد به آموزش و پرورش همگاني و جهاني – مطالعه طبيعت و تاريخ طبيعي و رشد همه جانبه تمامي استعدادها و نگرش هاي كودك مطرح گرديد .

در قرن هجده و نوزده هربرت اسپينر انگليسي ( 1820 -  1903 ) بر علم و روح علمي اهميت بسيار قائل گرديد . او براي مطالعات علمي ( جامعه شناسي – علوم سياسي – فيزيك و زيست شناسي ) اهميت بيشتري قائل بود .

مطالعات برنامه درسي از قرن بيستم شروع شده . از اين رهگذر سه ديدگاه مهم سنت گرايي ،  تجربه گرايي مفهومي و رفتار گرايي اجتماعي در امر برنامه درسي پديد مي ايند و انقلاب عظيمي در علوم روي مي دهد . نظريه تكامل داروين ، نظريه نسبيت انيشتين ، نظريه كوانتم ماكس بلانگ و كاربرد بي شمار علوم و تكنولوژي و طب و دارو مطرح مي شود . در سال 1899 ويليام جيمز اصول مهم روانشناسي خود را مبني بر اينكه در ميان ساير عوامل مربوط به يادگيري ، مطالعه سيستم عصبي ضروري است اعلام نمود و معتقد بود عادات خوب به صورت دروني و با اراده كسب مي شوند . آنچه جيمز پيشنهاد ميكرد يادگيري با استفاده از انجام دادن كار بود كه بر ديويي تاثير زيادي بخشيد .

ديويي به آموزش و پرورش بعنوان فلسفه تجربي و بر پايه تجربه كودك بصورت يادگيرنده هاي فعال تاكيد نمود .

برنامه ريزي علمي در دو دهه 1920 آغاز گرديد و بالاخره دهه 1940 برنامه ريزي درسي بوسيله رالف تايلر به چهار اصل   1 – اهداف   2 – تجارب ياد گيري

3 – ساختار       و      4 – ارزشيابي پيشنهاد گرديد(خلاصه اي ازروند تجديد نظر در برنامه درسي- ص 5 تا 62)

« در طي اين سالها رياضيات زبان مادري و علوم 36 درصد زمان برنامه درسي را به خود اختصاص مي داده در حالي كه در سال 1988 اين ميزان به بيشتر از  50 درصد رسيده است . امروزه رياضيات – علوم تجربي و زبان مادري موضوع اصلي برنامه درسي دوره آموزش عمومي قلمدادميشوند و سهم بسزايي دريادگيري سايردروس ايفاميكنند.( فارل- 1999) راس نيز اين نظرگاه را دقيقا مورد تاييد قرار مي دهد و مي گويد زبان مادري – ياضيات و علوم تجربي در قلب برنامه درسي و موضوعات اصلي برنامه درسي را تشكيل مي دهند  »  ( كرامتي –  1382 – ص 83 - 86  )

 و بالاخره ديدگاه هاي نوين آموزش علوم پايه يادگيري را فرآيندي فعال – سازنده و حاصل تعامل مؤثر معلم با شاگردان و شاگردان با يكديگر مي دانند و به همين دليل امروزه كاربرد رويكرد هاي فعال و مشـاركتي در آموزش و خصوصا آموزش علوم پايه از اهميت ويژه اي برخـوردار است و برنامه درسي علوم با توجه به روشهاي مدرن تدريس در آموزش عمومي دوره تحول را طي مي كند . (پركينز ديويد -  1380 – اماني تهراني – ص 46 )

 

فلسفه آموزش علوم تجربي

 

يكي از ويژگيهاي بارز انسان كنجكاوي است كه ازدوران كودكي تاپايان عمر، همواره اورابه دانستن وكشف حقايق و پرده برداري از مجهولات سوق مي دهد . اين نيروي دروني ، تكاپوي انسان را براي كسب علم و گريز از جهل افزون مي كند . بخشي از دانش امروز بشر كه حاصل مطالعه و جست و جوي او در جهت شناخت جهان مادي و نظام ها و قوانين آن است « علوم تجربي » ناميده ميشود و نقش تجربه در اين حوزه بسيار اساسي و ضروري است . بر اين اساس ساخت و توليد ابزار گوناگون وفنآوري وكاربرد علم درزندگي روزمره توانايي انسان را براي كشف رازهاي جهان طبيعت افزايش مي دهد و زندگي او را متحول مي سازد .(1380 – ص 5 – ويژه نامه علوم )

ورود به هزاره سوم ميلادي ، دانش تجربي نو و پيشرفتهاي فن آوري ، اين امكان را فراهم ساخته است كه از يكسو بازنمايي ذهني انسان از كره زمين به « دهــكده جهاني» و بزرگراه هاي اطلاعاتي بهبود يابد و از سوي ديگر با وجود پيشرفتهاي حاصل چاره جويي در باره مسائل حاد اجتماعي – فرهنگي – اقتصادي و در مجموع بهزيستي و با هم زيستي ساكنان « دهكده جهاني » دغدغه خاطر متفكران راستين در تراز ملي و بين المللي را موجب گردد . ( مشايخ – 1381 – ص 1 )                                   

لزوم محتواي آموزشي نوين مانند آموزش مفاهيم مرتبط با هستي متعالي ، محيط زيست درتراز محلي – ملي و بين المللي ، فرهنگ مصرف كننده به همراه متدهاي درون آموزش در درس علوم ، بيش از بيش احساس مي شود . ( رشد تكنو لوژي آموزشي – 1382 - آشتي با علوم شماره 3  )

 

اهداف آموزش علوم تجربي  دانستني ها – مهارت ها – نگرش ها

 

بطور كلي هدف آموزش علوم در دوره آموزش عمومي در ايران آنست كه دانش آموزان را براي يادگيري مادام العمر آماده كند ، بعبارت ديگر هدف كلي آموزش عــلوم ايجاد مهارت و توانايي كسب سواد علمي – فناورانه در دانش آموزان است .

بر اين اساس ميتوان اهداف آموزش علوم را در سه حيطه اصلي و اساسي دانش – اهداف مهارتي و اهداف نگرشي بشرح ذيل در نظر گرفت .

دانستني هاي ضروري : يادگيري در باره ي هر مفهوم و موضوع جديد دانش بشري ، مستلزم داشتن اطلاعاتي در باره ي اصول و قوانين چهار زمينه ي اصلي علوم تجربي است .

علوم فيزيكي ، كه شامل فيزيك و شيمي است ، بيشتر به بحث در باره ماده ، انرژي ، تغييرات مواد و بر هم كنش هاي ماده و انرژي مي پردازد .

علوم زيستي ، محيط زنده را مورد بحث قرار مي دهد .

علوم زمين ، محيط غير زنده را بررسي مي كند .

 علم بهداشت ، به بدن آدمي و بهداشت مي پردازد .

دانش آموزان بايد در دوره آموزش عمومي مجموعه اي كافي از اصول و قوانين فيزيك ، شيمي ، زمين شناسي و بهداشت را بياموزند تا بتوانند بر پايه اين اصول و

قوانين دانستنيهاي مورد نياز خود را فرا گيرند . براي مثال اگر دانش آموزي با مفاهيم اساسي « الكتريسته و مغناطيس »  آشنا نباشد ، هرگز نمي تواند اصول كار يك دستگاه برقي را دريابد و از آن به صورت صحيح استفاده نمايد . ( راهنماي تدريس علوم – 1382 – ص  2      )

مهارتهاي ضروري : آنچه در اين قسمت تحت عنوان مهارت ها مورد اشاره قرارمي گيرد ، در واقع آن دسته از توانايي هايي است كه در زمينه علم آموزي مفيد واقع مي شوند . به عبارت ديگر ، پرورش مهارتها در دانش آموزان ، به منزله آموختن « راه يادگيري» به آنان است .

اين مهارتها امروزه در جهان تحت عنوان Process Skills شناخته شده اند و در زبان فارسي مي توان آنها را مهارتهاي فرآيندي يا مهارت هاي علمي و يا مهارتهاي يادگيري ناميد . اين مهارت ها عبارتند از : مشاهده كردن ، اندازه گيري ، جمع آوري اطلاعات ، تفسير يافته ها ، فرضيه سازي ، برقراري ارتباط ، پيش بيني كردن ، كاربرد ابزار و طراحي تحقيق و ................. ( ويژه نامه علوم – 1380  -  ص 6 ) 

نگرش هاي ضروري : ارزش ها در آموزش وپرورش اهميت بسياري دارند . در واقع آموزش را بايد وسيله اي براي نيل به ارزش ها دانست .اگر ما بتوانيم تمامي سواد علمي مورد نياز هر فرد را در اختيار او بگذاريم اما شخصيت و نگرش هايش را در مسير درست قرار ندهيم ، هيچ مشكلي از مشكلات جهان امروز حل نخواهد شد ، بنابر اين بايد در كنار دانش پايه و مهارتها به هدف هاي نگرشي نيز توجه داشته باشيم .  هدفهايي هم چون توجه به قانونمندي و نظم موجود در پديده هاي طبيعت و پي بردن به وجود خالق آن ها ، قدر داني از مواهب طبيعي به عنوان نعمت هاي الهي ،‌تمايـل به همـكاري گروهي ، صبـر و حوصله ،  مسئوليت پـذيري  ،  درستكاري و راستگويي  ، تصميم گيري مسئولانه ، احترام گذاشتن به عقايد ديگران ، اعتماد به نفس ، انعطاف پذيري در انديشيدن ، دوري از تعصب نابجا ، تمايل به يادگيري ، كنجكاوي ، علاقه مندي به كار و تلاش ، حساسيت نسبت به حفظ بهداشت جسم و حفظ محيط زيست ، ميل به صرفه جويي در مصرف ماده و انرژي و دارا بودن تفكر نقاد و خلاق ، هدفهاي مهم نگرشي اند . ( راهنماي تدريس -   1382   - ص 2 )

نگرش هاي دانش آموز بر آمادگي او براي شركت در فعاليتهايي خاص و شيوه ي پاسخگويي به افراد ، اجسام و موقعيتها اثر مي گذارد . نگرشها و ويژگيهاي شخصي زير در كليه مراحل آموزش علوم اهميت دارند : كنجكاوي – ارزش گذاري به شواهد و دلايل – آمادگي براي پذيرش عدم قطعيت  - بازنگري نقادانه – پشتكار – خلاقيت و ابتكار – فكر باز – حساسيت به عوامل محيطي زنده و غير زنده – همكاري با ديـگران اين نگرشها از طريق تشويق وترغيب و ارائه مثــال پرورش مي يابند (  سعيدي –  1375 -  ص 50 )

 

نگرش ها داراي سه مؤلفه اند

1 – جزء دانشي كه شامل آگاهي فرد در باره يك موضوع است .

2 – جزء عاطفي كه علاقه به موضوع يا كسي را شامل مي گردد و درجات متفاوتي از احساسات را مشخص مي كند .

3 – جزء كنش كه شامل چيزي است كه فرد احساسات خود را در مورد آن ابراز مي كند يا مانع آن مي شود .

تغيير نگرش ها نيز در دو طبقه جاي دارند

الف‌ ) تغيير اجباري كه محصول پاداش و تنبيه و تحريم و مجازات است و سريع و لحظه اي است و دوام ندارد .

ب ) تغيير نگرش مشاركتي كه از طريق همياري روي مي دهد . اين نوع تغيير نتيجه الزام و تعهد است و آرام و تدريجي است و مداوم و پايدار است كه ميتواند تغيير نگرش مربوط به رشد حرفه اي يا شخصي باشد .  (احــديان-  آقازاده - 1378  –  ص 57 –  52 ) 

 

منـابع فارسي

 

1 – احديان محمد – آقا زاده  محرم – 1378 – راهنماي روش هاي نوين تدريس – نشر آييژ – چاپ اول

2 – اماني تهراني محمود – دانش فر  حسين – حسيني  احمد – ارشدي  نعمت ا...  فرنوش . بتول – راهنماي تدريس علوم تجربي – 1382 – نشر شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران – چاپ اول

3 -  جويس بريس – ويل مارشال - كالهون  وايلي – 1380 – الگوهاي تدريس 2000 – ترجمه محمد رضا بهرنگي

4 - دفتر همكاريهاي بين الملل وزارت آموزش و پرورش – روند ها و مسائل تجديد نظر در برنامه درسي – 1379 – نشر دفتر همكاريهاي علمي بين المللي وزارت آموزش و پرورش – چاپ اول

5 – كرامتي محمد رضا – 1382 – نگاهي نو و متفاوت به رويكرد مشاركتي – نشر آئين تربيت – چاپ اول

6 – كارگر محسن – 1381 – مقدمه اي بر همياري – پيك هميار – شماره 3 – سايت آموزش و پرورش كرمان

7 -   مشايخ فريده – ديدگاههاي نو در برنامه ريزي آموزشي – 1381 – سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاه ها ( سمت ) چاپ اول

 

8 – نقيب زاده – 1378  - نگاهي به فلسفه آموزش و پرورش

9 -  نشريه آشتي با علوم – 1382 – چه كسي را آموزش ديده مي دانيد – شماره 3

10 – نشريه رشد آموزش ابتدايي – 1380 – ويژه نامه علوم – نشر افست – چاپ دوم

11 - هارلن وين – 1375 – نگرشي نو بر آموزش علوم تجربي – ترجمه سعيدي شاهده – نشر مدرسه

 

 منـابع لاتـين References                                                                         

 

 

1 – Johnson.D.and R.Johnson(2001).journal ofedu catinal/Resherch

2 – Marlow Ediger(2002)"Assessing teacher attitude : scince.jurnal of instraetional psychology

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 11:53  توسط زهره هامونی  | 

يازده دستور ماندگار از حضرت آيت الله بهجت

http://www.imageurlhost.com/images/6uwksc6wsr5kq6q4vzep.jpg

دستورالعمل اول

بسمه تعالي
الحمدلله رب العالمين، و الصلاة علي سيد الأنبياء و المرسلين، و علي آله سادة الأوصياء الطاهرين و علي جميع العترة المعصومين، واللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين.
جماعتي از اين جانب، طلب موعظه و نصيحت مي کنند؛ اگر مقصودشان اين است که بگوئيم و بشنوند و بار ديگر در وقت ديگر، بگوييم و بشنوند، حقير عاجزم و بر اهل اطلاع پوشيده نيست.
و اگر بگويند کلمه اي مي خواهيم که امّ الکلمات باشد و کافي براي سعادت مطلقه دارين باشد، خداي تعالي قادر است که از بيان حقير، آن را کشف فرمايد و به شما برساند.
پس عرض مي کنم که غرض از خلق، عبوديت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. سوره ذاريات/56 ) و حقيقت عبوديت؛ ترک معصيت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصيت، حاصل نمي شود به طوري که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مکان و در ميان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».

ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست مي داريم، چون امير نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسيله او به ما مي رسد؛ و او را پيغمبر صلوات الله عليه براي ما امير قرار داده؛ و پيغمبر را دوست داريم، چون خدا او را واسطه بين ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داريم، براي اينکه منبع همه خيرات است و وجود ممکنات، فيض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانيم، بايد دوست خدا باشيم؛ و اگر دوست خداييم، بايد دوست وسائط فيوضات از نبيّ و وصيّ، باشيم؛ وگرنه يا دوست خود نيستم، يا دوست واهب العطايا نيستيم، يا دوست وسائط فيوضات نيستيم.
پس کيمياي سعادت، ياد خداست، و او محرّک عضلات به سوي موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خيرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. بايد اهتدا به هدايات آنها نماييم و رهروي به رهبري آنها نماييم تا کامياب شويم.
ديگر توضيح نخواهيد و آنکه عرض شد، ضبط نماييد و در قلب ثبت [کنيد]، خودش توضيح خود را مي دهد.
اگر بگوييد چرا خودت عامل نيستي؟! مي گويم: « اگر بنا بود که بايد بگوييم ما عامليم به هر چه عالميم، شايد حاضر به اين حضور و بيان نمي شديم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شايد به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علي العباد أن يتعلّموا حتي أخذ علي العماء أن يعلّموا ».
مخفي نماند اگر ميسور شد براي کسي، نصيحت عملّيه بالاتر است از نصايح قوليه « کونوا دعاة إلي الله بغير أاسنتکم »

وفقّنا الله و اياکم لما يرضيه و جنبنا جميعاً عن ما يسخطه و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علي محمد و آله الطاهرين واللعن علي أعدائهم أجمعين.
مشهد، ربيع الثاني 1420



دستور العمل دوم

مشهد ربيع الثاني 1420.
بسمه تعالي
کوچک و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه براي سعادت دنيا و آخرت، بندگي خداي بزرگ است؛ و بندگي، در ترک معصيت است در اعتقاديات و عمليات.
آنچه را که دانستيم، عمل نماييم و آنچه را که ندانستيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيماني و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خداي بزرگ، اولي به توفيق و ياري خواهد بود.
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين، واللعن علي أعدائهم أجمعين.



دستور العمل سوم
بسمه تعالي
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هيچ
در خانه اگر کس است، يک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر مي گويم: « کسي که بداند هر که خدا را ياد کند، خدا همنشين اوست، احتياج به هيچ وعظي ندارد، مي داند چه بايد بکند و چه بايد نکند؛ مي داند که آنچه را که مي داند، بايد انجام دهد، و در آنچه که نمي داند، بايد احتياط کند. »
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقي البهجة



دستور العمل چهارم

الأقل محمد تقي البهج
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله وحده، و الصلاة علي سيد انبيائه و علي آله الطيبين، و اللعن أعدائهم اجمعين.
جماعتي از مؤمنين و مؤمنات، طالب نصيحت هستند؛ بر اين مطالبه، اشکالاتي وارد است، از آن جمله:
1. نصيحت در جزئيات است، و موعظه، اعمّ است از کليات و جزئيات؛ ناشناسها و همديگر را نصيحت نمي کنند.

2. « من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم يعلم »؛ « [ من عمل بما علم] کفي ما لم يعلم » ؛ ( والذين جاهدوا فينا، لنهدينهم سبلنا ).
آنچه مي دانيد، عمل کنيد؛ و در آنچه نمي دانيد؛ احتياط کنيد تا روشن شود؛ و اگر روشن شد، بدانيد که بعض معلومات را زير پا گذاشته ايد؛ طلب موعظه از غير عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظي را شنيده ايد و مي دانيد، عمل نکرديد، و گرنه روشن بوديد.

3. همه مي دانند که « رساله عمليه» را بايد بگيرند و بخوانند و بفهمند، و تطبيق عمل بر آن نمايند، و حلال و حرام را با آن تشخيص بدهند؛ و همچنين مدارک شرعيه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمي توانند بگويند:
« ما نمي دانيم چه بکنيم و چه نکنيم. »

4. کساني که به آنها عقيده داريد، نظر به اعمال آنها نماييد، آنچه مي کنند از روي اختيار، بکنيد، و آنچه نمي کنند از روي اختيار، نکنيد؛ و اين، از بهترين راه هاي وصول به مقاصد عاليه است؛ « کونوا دعاة إلي الله بغير ألسنتکم »؛
مواعظ عمليه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قوليه است.

5. از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعيه مناسبه اوقات و امکنه، در تعقيبات وغيرآنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زيارت علما و صلحاء و همنشيني با آنها، از مرضيات خدا و رسول(ص) است و بايد روز به روز، مراقب زيادتي بصيرت و انس به عبادت و تلاوت و زيارت باشد.
و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزيد قساوت و تاريکي قلب و استيحاش از عبادت و زيارات است؛ از اين جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زيارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ايمان، به سوء حال و نقصان، مبدل مي شوند؛ پس، مجالست با ضعيف الايمان- در غير اضطرار و براي غير هدايت آنها- سبب مي شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را ياد بگيرد:
« جالسوا من يذکرکم الله رؤيته، و يزيد في علمکم منطقه، و يرغبکم في الاخرة عمله. »

6. از واضحات است که ترک معصيت در اعتقاد و عمل، بي نياز مي کند از غير آن؛ يعني غير، محتاج است به آن، و او محتاج غير نيست، بلکه مولد حسنات و دافع سيئات است:
( و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. )
عبوديت ترک معصيت در عقيده و عمل.
بعضي گمان مي کنند که ما از ترک معصيت عبور کرده ايم!! غافلند از اينکه معصيت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم، کبيره است؛ مثلاً نگاه تند به مطيع، براي تخويف، إيذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصي، براي تشويق، اعانت بر معصيت است.
محاسن اخلاق شرعيه و مفاسد اخلاق شرعيه، در کتب و رسائل عمليه، متبين شده اند. دوري از علما و صلحا، سبب مي شود که سارقين دين، فرصت را غنيمت بشمارند و ايمان و اهلش را بخرند به ثمنهاي بَخس و غير مبارک، همه اينها مجرب و ديده شده است.
از خدا مي خواهيم که عيدي ما را در اعياد شريفه اسلام و ايمان، موفقيت به
« عزم راسخ ثابت دائم بر ترک معصيت » قرار بدهد که مفتاح سعادت دنيويه و اخرويه است، تا اينکه ملکه بشود ترک معصيت؛ و معصيت براي صاحب ملکه، به منزله زهر خوردن براي تشنه است، يا ميته خوردن براي گرسنه است.
البته اگر اين راه تا آخر، مشکل بود و به سهولت و رغبت، منتهي نمي شد، مورد تکليف و ترغيب و تشويق از خالق قادر مهربان نمي شد.
« و ما توفيقي إلا بالله، عليه توکلت، و إليه انيب ».
و الحمدلله أولاً و آخراً، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين و اللعن الدائم علي
أعدائهم أجمعين »
17 ربيع المولود 1419
 


دستور العمل پنجم

بسمه تعالي
کسي که به خالق و مخلوق، متيقن و معتقد باشد، و با انبياء و اوصياء صلوات الله عليهم، جميعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادي و عملي به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حرکت و سکون نمايد، و در عبادات، «قلب» را از غير خدا، خالي نمايد، و فارق القلب، نماز را که همه چيز تابع آن است انجام دهد، و با مشکوکها، تابع امام عصر عجل الله له الفرج باشد، و هر که را امام، مخالف خود مي داند با او مخالف باشد، و هر که را موافق مي داند با او موافق، [و] لعن نمايد ملعون او را، و ترحم نمايد بر مرحوم او و لو علي سبيل الاجمالي؛ هيچ کمالي را فاقد نخواهد بود و هيچ وِزر و بالي را واجد نخواهد بود.

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته
العبد محمد تقي البهجة
 


دستور العمل ششم

العبد محمد تقي البهجه
بسمه تعالي
هيچ ذکري، بالاتر از «ذکر عملي» نيست؛ هيچ ذکر عملي، بالاتر از « ترک معصيت در اعتقاديات و عمليات نيست. »
و ظاهر اين است که ترک معصيت به قول مطلق، بدون « مراقبه دائميه »، صورت نمي گيرد.

والله الموفق
العبد محمد تقي البهجة
 


دستور العمل هفتم

بسمه تعالي
من کلام علي عليه السلام:
« إعلم أن کل شيء من عملک تبع لصلاتک: بدان که هر چيزي از عمل تو تابع نماز توست »؛
عليکم بالمحافظة علي الصلوات الخمس في اوائل أوقاتها و بالإقبال بالکل إليه تعالي فيها، لا تفوتکم السعادة إن شاء الله تعالي: بر شما باد به محافظت بر نمازهاي پنج گانه در اولين وقتهاي آنها؛ و بر شما باد به روي نمودن و توجّه با تمام وجود بسوي خداي تعالي؛ { در اين صورت } سعادت را از دست نخواهيد داد إن شاء الله تعالي.
وفقنا الله و اياکم لمراضيه و جنبنا سخطه بمحمد و آله الطاهرين صلوات عليهم أجمعين.
 


دستور العمل هشتم

بسمه تعالي
جماعتي هستند که وعظ و خطابه و سخنراني را که مقدمه عمليات مناسبه مي باشند، با آنها معامله ذي المقدمه مي کنند، کأنه دستور اين است که « بگويند و بشنوند، براي اينکه بگويند و بشنوند! » و اين اشتباه است.
تعليم و تعلم، براي عمل، مناسب است و استقلال ندارند. براي تفهيم اين مطلب و ترغيب به آن فرموده اند: « کونوا دعاة إلي الله بغير ألسنتکم » با عمل بگوييد و از عمل ياد بگيريد و عملاً شنوايي داشته باشيد.
بعضي مي خواهند معلم را تعليم نمايند، حتي کيفيت تعليم را از متعلمين ياد بگيرند.
بعضي « التماس دعا » دارند، مي گوييم « براي چه؟ » درد را بيان مي کنند، دوا را معرفي مي کنيم، به جاي تشکر و به کار انداختن، باز مي گويند: « دعا کنيد! »
دور است آنچه مي گوييم و آنچه مي خواهند؛ شرطيت دعا را با نفسيت آن مخلوط مي کنند. ما از عهده تکليف، خارج نمي شويم، بلکه بايد از عمل، نتيجه بگيريم و محال است عمل، بي نتيجه باشد و نتيجه، از غير عمل، حاصل شود؛ اين طور نباشد:
پي مصلحت، مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
خدا کند قوال نباشيم، فعّال باشيم؛ [مبادا] حرکت عمليه بدون علم بکنيم [و] توقف با علم بکنيم.
آنچه مي دانيم بکنيم، در آنچه نمي دانيم، توقف و احتياط کنيم تا بدانيم؛ قطعاً اين راه پشيماني ندارد.
به همديگر نگاه نکنيم، بلکه نگاه به « دفتر شرع » نماييم و عمل و ترک را مطابق با آن نماييم.
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته
 


دستور العمل نهم

بسمه تعالي
آقاياني که طالب مواعظ هستند، از ايشان سؤال مي شود: آيا به مواعظي که تا حال شنيده ايد، عمل کرده ايد، يا نه؟
آيا مي دانيد که: « هر که عمل کرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم مي فرمايد. »؟
آيا اگر عمل به معلومات - اختياراً ـ ننمايد، شايسته است توقع زيادتي معلومات؟
آيا بايد دعوت به حق، از طريق لسان باشد؟ آيا نفرموده: « با اعمال خودتان، دعوت به حق بنمايد »؟
آيا طريق تعليم را بايد ياد بدهيم، يا آنکه ياد بگيريم؟
آيا جواب اين سؤالها از قرآن کريم:
( والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا )، و از کلام معصوم:« من عمل بما علم، ورثه الله علم ما لم يعلم » و « من عمل بما علم، کفي ما لم يعلم »، [ روشن نمي شود؟]
خداوند توفيق مرحمت فرمايد که آنچه را مي دانيم، زير پا نگذاريم و در آنچه نمي دانيم، توقف و احتياط نمائيم تا معلوم شود.
نباشيم از آنها که گفته اند:
پي مصلحت مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
نشستند و گفتند و برخاستند
وما توفيقي إلا بالله، عليه توکلت و إليه انيب.
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقي البهجة
مشهد مقدس
يکشنبه 1375 هـ.ش.
مطابق با ربيع الاول 1417 هـ.ق.
 


دستور العمل دهم

بسمه تعالي
همه مي دانيم که رضاي خداوند اجّل، با آنکه غني بالذات [است] و احتياج به ايمان بندگان و لوازم ايمان آنها ندارد، در اين است [ که]:
بندگان، هميشه در مقام تقرب به او باشند، پس مي دانيم که براي حاجت بندگان به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [ خداوند] محبت به ياد او و ادامه ياد او دارد.
پس مي دانيم به درجه اشتغال به ياد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشيم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهيم بود؛ و فرق بين ما و سلمان سلام الله عليه، در درجه طاعت و ياد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود.
و آنچه مي دانيم که اعمالي در دنيا محل ابتلاء ما خواهد شد، بايد بدانيم؛ که آنها هر کدام مورد رضاي خداست، ايضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است.
پس بايد بدانيم که هدف بايد اين باشد که تمام عمر، صرف در ياد خدا و طاعت او و عبادت، بايد باشد، تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم، و گرنه بعد از آنکه ديديم بعضي، به مقامات عاليه رسيدند و ما بي جهت، عقب مانديم، پشيمان خواهيم شد.
وقفنا الله لترک الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين.

الأقل محمد تقي بهجة
مشهد مقدس
چهارشنبه 1375 هـ ش
مطابق با ربيع الاول 1417 هـ ق
 


دستور العمل يازدهم

بسمه تعالي
الحمدلله وحده و الصلاة علي سيد الانبياء محمد و آله سادة الأوصياء الطاهرين و اللعن الدائم علي اعدائهم من الأولين و الآخرين.
و بعد، مخفي نيست بر اولي الألباب که اساسنامه حرکت در مخلوقات، شناختن محرّک است که حرکت، احتياج به او دارد، و شناختن ما منه الحرکه و ما إليه الحرکه و ما له الحرکه، يعني بدايت و نهايت و غرض، که آن به آن، ممکنات، متحرک به سوي مقصد مي باشند.
فرق بين عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا.
پس، اگر محرک را شناختيم و از نظم متحرکات، حسن تدبير و حکمت محرّک را دانستيم، تمام توجه ما به اراده تکوينيه و تشريعيه اوست، خوشا به حال شناسنده، اگر چه بالاترين شهيد باشد؛ و واي به حال ناشناس، اگر چه فرعون زمان باشد.

در عواقب اين حرکات، جاهل مي گويد: « اي کاش خلق نمي شدم »، عالم مي گويد: « کاش هفتاد مرتبه، حرکت به مقصد نمايم و باز بر گردم و حرکت نمايم و شهيد حق بشوم ».
مبادا از زندگي خودمان، پشيمان شده بر گرديم؛ صريحاً مي گويم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصي در ياد منعم حقيقي است و نصف ديگر در غفلت، نصف زندگي، حيات او محسوب و نصف ديگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خويش و عدم نفع.
خداشناس، مطيع خدا مي شود و سر و کار با او دارد؛ و آنچه مي داند موافق رضاي اوست، عمل مي نمايد؛ و در آنچه نمي داند، توقف مي نمايد تا بداند؛ و آن به آن، استعلام مي نمايد و عمل مي نمايد، يا توقف مي نمايد؛ عملش، از روي دليل؛ و توقفش، از روي عدم دليل.
آيا ممکن است بدون اينکه با سلاح اطاعت خداي قادر باشيم، قافله ما به سلامت از اين رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آيا ممکن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غير او باشد؟ پس قوت نافعه باقيه نيست، مگر براي خداييان، و ضعفي نيست مگر براي غير آنها.
حال اگر در اين مرحله، صاحب يقين شديم، بايد براي عملي نمودن اين صفات و احوال، بدانيم که اين حرکت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّک دواعي باطله است، که اگر اعتنا به آنها نکنيم، کافي است در سعادت اتصال به رضاي مبدأ اعلي:
« أفضل زاد الراحل إليک عزم إرادة ».
والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين و اللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين.
مشهد مقدس
چهارشنبه مرداد ماه هـ.ش.
مطابق با ربيع الاول 1417 ه. ق.

منبع:خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا)

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 10:31  توسط زهره هامونی  | 

۱۰ راه ساده برای جوان نگه داشتن مغز

 

ما انتظار داریم که با بالا رفتن سن مفاصل و ششهایمان توانایی خود را از دست بدهند اما تصور اینکه این اتفاق برای مغز بیافتد کمی آزار دهنده است. در این بخش ۱۰ راه برای پیشگیری از پیر شدن مغز را ذکر کرده‏ام که بعضی از آنها می توانند بسیار کاربردی بوده و برخی دیگر نیاز به کمی دقت دارد.

http://www.imageurlhost.com/images/3cesl5i7jvcibmp5h7.jpg

۱/    کاری انجام دهید

دانشمندان بر این باورند که نرمش های هوازی منظم می تواند ساده ترین و مهم ترین راه برای سلامتی طولانی مدت مغز باشد. در حالی که قلب و ششها واکنشی سریع نسبت به دویدن بر روی دستگاه دوی ثابت نشان می دهند، مغز هم به آرامی با هر قدم قعالیت میکند. برای سلامت دائمی مغز، روزانه حداقل ۳۰ دقیقه فعالیت جسمانی (دویدن و نرمش های هوازی) می تواند نقش شایان توجهی داشته باشد.

۲/    متعادل بخورید

انرژی بسیار زیاد یا انرژی بسیار کم خللی بزرگ در کارایی مغز ایجاد میکند. رژیم غذایی تشکیل شده از مواد قندی کم با فیبر بالا و چربی و پروتئین معمولی بسیارآرام تر از غذاهایی با میزان قند بالا (مانند شیرینی جات و نشاسته) در بدن تجزیه میشوند. سرعت ثابت و ملایم هضم در روده مقدار انرژی بیشتری را به مغز می رساند، و باعث بهینه‏سازی سوخت و ساز در ارگانهایی شوند که می توانند در سلامتی طولانی مدت نقش بسزایی داشته باشند.

۳/    مراقب رژیم غذاییتان باشید

در حالی که پرخوری فعالیت مغز را کند میکند و در طولانی مدت باعث وارد آمدن به مغز می‏شود، کمبود کالری هم می تواند اثر مشابهی را بر مغز گذارد. رژیم های غذایی مفرط می تواند باعث طولانی شدن برخی دردها در بدن و در نتیجه سلب آسایش شوند، احساسی که باعث اعتیاد افراد به لاغر ماندن (anorexia) (ترس از چاق شدن) شود. بسیاری از مطالعات رژیم های غذایی مفرط را با حواس پرتی ، اختلال در حافظه و  پریشانی مرتبط می دانند.

۴/    مراقب بدن خود باشید

بسیاری از بیماری های قابل پیشگیری مانند دیابت نوع دوم، چاقی، فشار خون و… می توانند تاثیر بسزایی در پیر شدن مغز داشته باشند. فعال و سالم نگه داشتن سیستم گردش خون با کارهایی از قبیل سیگار نکشیدن و عدم استفاده از چربی های اشباع شده مانع از پیری زودرس مغز میشود.

۵/    از استراحت و آرامش لذت ببرید

در زمان استراحت و رویا، خاطرات به آرامی مرور میشوند، بعضی دور ریخته میشوند و بعضی ذخیره می شوند. مطالعات نشان می‏دهند وقتی دچار کمبود خواب هستیم، پروتئینی که سیناپس‏ها (محل تماس دو عصب) را شکل می دهد توانایی کافی برای تفکر و فراگیری را از دست می‏دهد، علاوه بر این خواب ناکافی با فراموشی در ایام کهولت رابطه مستقیم دارد.

۶/    از قهوه تان لذت ببرید

تحقیقات نشان داده است که استفاده منظم از کافئین از مغز محافظت می کند. بر اساس یک مطالعه علمی ۲ الی ۴ بار سرحال آمدن بعد از خستگی در یک روز می تواند به کاهش فراموشی کمک کند و ۳۰ تا ۶۰ درصد از بروز آلزیمر پیشگیری کند. اینکه آیا کافین موجود در چای و قهوه باعث رفع خستگی میشود یا آنتی اکسیدان موجود در آنها هنوز مشخص نیست اما قهوه باعث افزایش سطح هوشیاری در این بعد از ظهر و چند سال بعد میشود.

۷/    ماهی بخورید

براساس تئوری های جدید وجود ماهی در رژیم غذایی انسانها می تواند نقش بسزایی در تقویت حافظه انسانها داشته باشد. اسیدهای چرب مورد نیاز مانند امگا ۳، برای ساختمان مغز مهم بشمار می آیند و تاثیر آنها برای درمان بیماری های مغزی بسیار موثر است. مطالعات انجام گرفته بر روی تاثیر مکمل امگا ۳ نتایج جالبی را به همراه داشت که نشان می داد امگا ۳ دربرخی دیگر از منابع غذایی مانند تخم کتان، ماهی ها و برخی از حیوانات علف خوار نیز یافت می شود.

۸/    خونسرد باشید

استرس تاثیر بد و مخربی روی مغز می گذارد و با ترشح هورمون‏های خطرناکی در ناحیه‏ی هیپوکمپوس (hippocampus) و سایر قسمت های مغز، حافظه را تحت تاثیر قرار می‏دهد. بعضی از دانشمندان بر این عقیده‏اند که داشتن یک زندگی متعادل و دنبال کردن فعالیت های آرامش بخش مانند یوگا، حضور در اجتماع و انجام فعالیت‏های هنری می تواند روند فراموشی بر اثر کهولت سن و پیری مغز را به تاخیر بیاندازد.

۹/    از مکمل ها استفاده نکنید

اخیرا استفاده از مکمل ها به وسیله برای جبران کاستی‏ها تبدیل شده اند، استفاده از مکمل های آشنا برای ما مانند مولتی ویتامین ها تنها نوعی هدر دادن هزینه است. دارو های مکملی مانند (ginkgo)  و (melatonin)  امروزه از نظربسیاری از افراد به سطل های زباله تعلق دارند. علیرغم منشا طبیعی، اینگونه داروها فاقد عوارض جانبی نیستند، عوارضی مانند: فشار خون بالا، مشکلات گوارشی، مشکلات باروری و افسردگی. برای انسانهای سالم داروی (ginkgo)  هیچ تاثیر مثبتی ندارد و گاها تاثیر دارونماها از این گونه مکمل ها بیشتر است.

۱۰/    مغز را به چالش بکشید

حل یک جدول، بازی فکری یا تست هوش به عنوان سوالات هوش و محرک مغز به شما کمک میکنند تا همیشه ذهنی جوان و سالم داشته باشید. هرچند که کمبود سواد عامل موثری در کاهش حواس و کمکاری ذهن است. هرچه بیشتر برای یادگیری تلاش کنید، ذهن شما برای دوران کهولت آماده‏تر و جوانتر خواهد بود. کلید کار میتواند انجام یک کار چالشی جدید مانند حل یک پازل جدید و سرگرم کننده باشد.

منبع:پور علی .نت
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:21  توسط زهره هامونی  | 

هشت روش موثر در بازسازی حافظه

The image “http://www.imageurlhost.com/images/010wv9f88melphxbq2e.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 

آیا اخیرا فراموش می کنید دسته کلید خود را کجا گذاشته اید؟
داخل اتاق می شوید بدون اینکه بدانید برای چه کاری به آن سمت می روید؟
آیا بعد از ریختن چای در استکان قوری را در یخچال می گذارید؟
شماره تلفن منزل خود را فراموش می کنید؟

نگران نباشید! متخصصان معتقدند که استرس های روزمره تا حدی مغز انسان را تحت تاثیر قرار می دهند که کم حافظگی را به وجود می آورد. توصیه های روانشناسان:

١. موز بهترین دوست حافظه: ویتامین
B
بهترین تغذیه حافظه است و موز دارای این منبع غنی می باشد.

٢. مهربانی با خویشت: انجام کارهای مورد علاقه مانند خریدن یک شاخه گل, کتاب رمان, ملاقات دوستان قدیمی و... باعث افزایش ترشح هورمون " دوپامین " می شود که احساس خوبی را در فرد به وجود می آورد و این افزایش تاثیر مثبتی بر سلسله اعصاب و آن بخش از مغز که مسئول حافظه است می گذارد.

٣. قدم بزنید: زنان یا مردانی که به طور مرتب قدم می زنند بسیار کمتر دچار فراموشی می شوند. چرا؟ تحقیقات نشان داده است که فعالیت, ارتباط مغزی را در بخشی که ذهن مسوول حافظه است گسترش می دهد.

٤. غذای سس دار نخورید: بر اساس تحقیقات انجام شده برروی عادت غذایی بیش از ٨ هزار نفر, استفاده از این نوع سس ها و غذاهای سویا دار باعث کاهش قدرت حافظه می شود. علت آن است که یک ماده شیمیایی موجود در این نوع سس ها و سویا که گفته می شود ضد سرطان و بیماری قلبی است دقیقا عکس این خواص را با خود دارد. با این حال یک بار خوردن آن در هفته چندان مشکلی ندارد!

٥. خواب به موقع: یک استراحت خوب مغز می تواند اطلاعات بیشتر و بهتری را به حافظه شما باز گرداند تا مغزی که تمام روز را بدون استراحت گذرانده باشد .

٦. بیشتر به خودتان برسید: تحقیقات نشان می دهد افرادی که رژیم های غذایی بسیار کم کالری در برنامه روزانه خود دارند نه تنها پروسه اطلاع رسانی را بسیار کند انجام می دهند، بلکه از دیگر افراد هم سن و سال خود که این رژیم را ندارند نیز کمتر قادر به استفاده از حافظه خود می باشند. لذا به فکر خود باشید و رژیم های غیر موجه را فراموش کنید.

٧. چای گیاهی بنوشید: آهن برای عملکرد صحیح حافظه ضروری است و نوشیدنی های کافئین دار به علت دارا بودن موادی به نام " تانن " (اسید تانیک)، ٧٥ درصد آهن موجود در بدن را از بین می برند.

٨. خوردن قند و شکر مصنوعی را کاهش دهید: این امر ممکن است در کاهش وزن به شما کمک کند اما نوشیدن بیش از یک یا دو نوشیدنی رژیمی در طول روز حافظه دراز مدت شما را تخریب می کند. خوشبختانه تاثیرات منفی این مسئله دائمی نیست و شما به راحتی می توانید با قطع مصرف شیرینی های مصنوعی مجددا حافظه خود را اصلاح کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:9  توسط زهره هامونی  | 

تکنیک های هفت گانه: ارتقای خلاقیت

 

تکنیک های هفت گانه: ارتقای خلاقیت

راهکارهای خلاقانه

شکی نیست که همه افراد موفق پس از پشت سر گذاشتن دوره های سخت و طاقت فرسای زندگی توانایی عملی کردن اهداف خود را بدست آورده اند. هر گونه شکست، سختی، و مشکل می تواند به منزله سرآغاز ایجاد ابداعات و اختراعات شگرفی به شمار رود. باید توجه داشت که "نیاز" سرچشمه هر گونه نوآوری و اکتشاف است. اگر احساس می کنید در زندگی خود به بن بست رسیده اید باید بدانید که در مکان مناسبی برای افزایش خلاقیت خود قرار دارید، پس دست بکار شوید و از تنگاهای موجود به نفع خود بهره برداری کنید.  

1- خشم خود را در آغوش بگیرید.

در مقالات و نشریه های مختلف به وفور می خوانیم که شاد بودن یکی از ارکان زندگی افراد موفق است. اما چگونه می توان خشم را مهار کرد و به واسطه آن به آرامس دست پیدا کرد؟ باید سعی کنید که حتی در بدترین شرایط هم خونسردی خود را حفظ کنید. از امروز تصمیم بگیرید که در برابر مشکلات از خود عکس العملی کاملاً متفاوت نشان دهید. این کار عملی نخواهد شد مگر با کمک گرفتن از نیروی بالقوه خلاقیت.

2- اجازه دهید ذهنتان آزادانه پرسه بزند.

در حقیقت شما به هر چه که فکر کنید ناخودآگاه آنرا به زندگی خود دعوت کرده اید. قدرت تخیل خود را تقویت کنید، به افکار مثبت دامن بزنید، و خوبی ها را در کائنات منعکس سازید. با استفاده از خلاقیت بهترین امکانات و شرایط ممکن را برای خود به تصویر بکشید.

3- نواختن یک ساز را یاد بگیرید.

تحقیقات علمی اثبات کرده اند که گوش دادن به موسیقی سبب التیام آلام و کاهش استرس می شود. کارشناسان اخیراً به این نتیجه رسیده اند که موسیقی فعالیت اعصاب مغزی را افزایش داده و در نتیجه میزان خلاقیت و نوآوری افراد را بالا می برد. هنگامیکه فرد خودش شخصاً سازی را می نوازد، آرامش او افزون شده و ذهنش با فراخ بال بیشتری به تفکر واداشته می شود.

4- دنیای اطرافتان را آبی کنید.

در مورد روانشناسی رنگ ها چه اطلاعاتی دارید؟ رنگ آبی تداعی گر آسمان و دریاست که هر دو مظهر آرامش، برکت، و وجود نیروی برتر هستند. از این گذشته روانشناسان معتقدند که قرار گرفتن در محیط آبی و مشاهده مکرر این رنگ سبب افزایش و ارتقای خلاقیت افراد می شود.

5- با افراد خلاق ارتباط برقرار کنید.

ایده های بی نظیر در خفا عملی نمی شوند. سعی کنید با افراد خلاق و فعال ارتباط برقرار کنید تا بتوانید از آنها ایده گرفته و استراتژی هایی را برای عملی ساختن افکار ناب خود پیدا کنید.

6- سفر کنید

سپری کردن مدت زمانی به دور از خانه سبب بالا رفتن حس کنجکاوی و به منزله آن خلاقیت می شود. در سفر ذهن به آرامش می رسد و آمادگی فعالیت مجدد را پیدا می کند.

7- سرزندگی و شادی را به زندگی خود راه دهید.

بیشتر افراد هنگامیکه در شرایط دشوار زندگی قرار می گیرند، حالت هایشان بیش از اندازه جدی می شود،  اما تحقیقات گویای این مطلب هستند که سرزندگی، تفریح، و قدری بازیگوشی مسیر خلاقیت شما را باز کرده و راه حل های بی نظیری را در پیش رویتان قرار می دهد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 18:53  توسط زهره هامونی  | 

روز معلم مبارک

به نام ان که طلوعش بی غروب است

 

سخنان رهبري در روزمعلم


ديدار پرشور هزاران نفر از معلمان سراسر کشور
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي  در ديدار پرشور هزاران نفر از معلمان، «تعليم و معلمي» را حقيقتي بسيار با عظمت و در خور شأن وجود مقدس پروردگار و انبياي الهي برشمردند و با اشاره به تأثير استثنايي معلمان در سرنوشت ملت و کشور تأکيد کردند: نقش «معلمانِ هنرمند و جهادگر و دلسوز» در پيشرفت و تعالي جامعه، از تبديل خاک به طلا نيز با ارزش تر است.

حضرت آيت الله خامنه اي در اين ديدار که در روز معلم و سالروز شهادت استاد مطهري برگزار شد «معلمي» را، افروختن چراغ «حيات بخش هدايت و دانايي» در دل و جان انسانها برشمردند و در تبيين اهميت بي نظير اين مسئوليت خاطرنشان کردند: هر کدام از آثار بسيار با ارزش، عالمانه و عميق شهيد مرتضي مطهري که حاصل و نتيجه جايگاه معلمي ايشان است چراغ جاودانه اي است که در ذهن و دل جامعه روشن شده بنابراين ارزش «معلمي» در معنا و مفهوم عمومي آن، حقيقتاً بسيار با عظمت و حيات بخش است.رهبر انقلاب اسلامي، معلميِ آموزش و پرورش را، جلوه برجسته اي از مفهوم عام معلمي دانستند و افزودند: اين نقش استثنايي، در مقايسه با تأثير ديگر معلمان زندگي انسان، يعني «پدر و مادر» و استادان و دانشمندان نيز نقشي بالاتر است .


حضرت آيت الله خامنه اي اهميت ويژه معلمان را ناشي از تأثير بي بديل «آموزش و پرورش» در حيات فرد و جامعه خواندند و افزودند:همه افراد جامعه در دوران طلايي فراگيري خود يعني از دبستان تا پايان دبيرستان، وارد کارگاهي عظيم وقرنطينه اي عمومي مي شوند که نقش آفرين اساسي آن «معلم»است و به همين علت معلمي حقيقتاً شغلي شريف و با عظمت است.ايشان، برخورداري از جامعه اي مستقل، مستعد، با اخلاق، پاکدامن، شجاع، مبتکر، مدبر، نقدپذير، قانون پذير، سختکوش و آرمان طلب را آرزوي همه ملتها خواندند و افزودند: تحقق اين آرزوي بزرگ در گرو «کار و تلاش» معلمان است و لذا «معلمي» در اذهان جامعه بشري نيز ازجايگاهي بي نظير برخوردار است.رهبر انقلاب اسلامي، «مجموعه آموزش و پرورش» را حساس ترين دستگاه کشور برشمردند و افزودند: تجليل و تکريم از معلم در نظام اسلامي، تعارف و حرف نيست بلکه حقيقتي است که از شأن و شرافت معلمي سرچشمه گرفته است.ايشان، تکريم معلمان را وظيفه آحاد مردم، خانواده ها و مسئولان برشمردند و در عين حال خاطرنشان کردند: معلمان پرتلاش کشور بايد بيش از ديگران قدر جايگاه حساس خود را بدانند و به اين نکته توجه کنند که اگرچه معلمي مثل ديگر مشاغل، راهي براي گذراندن معيشت نيز هست اما دغدغه و مسئله اصلي يک معلم، رسالت و مسئوليت عظيمي است که در تحقق سرنوشت روشن جامعه و کشور بردوش او قرار دارد.ايشان، فعاليتهاي نظام آموزش و پرورش را خوب ارزيابي کردند و افزودند: بايد با استفاده از افراد فرزانه و انديشمند موجود در آموزش و پرورش، حرکتي تحول گونه در اين بخش و در «ساماندهي و شکل و محتواي» محيطهاي آموزشي و مطالب درسي صورت گيرد تا آينده روشن اين مجموعه در پرتو تدين، علاقه مندي و دلسوزي موجود در معلمان محقق شود .


حضرت آيت الله خامنه اي جامعه معلمان کشور را جامعه اي دلپذير، پاکدامن، متعهد، کوشا و صبور خواندند و با اشاره به تلاش دشمن براي تأثيرگذاري برقشرهاي مهم مردم افزودند: همان گونه که در پيام سال جديد گفته شد دشمنان ملت ايران امسال سه هدف اساسي، يعني جلوگيري از پيشرفت علمي، ايجاد عقب ماندگي اقتصادي و تفرقه افکني درصفوف متحد مردم را پيگيري مي کنند و معلمان به علت اهميت و حساسيت اين شغل، همچون 27 سال اخير يکي از اهداف اصلي اين توطئه ها هستند اما جامعه معلمان همچون گذشته، مثل کوه در مقابل امواج فشار و توطئه ايستاده است.


حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به حرکت رو به پيشرفت علمي – سياسي – اقتصادي و دفاعي کشور خاطرنشان کردند: ديکتاتورهاي جهان با توجه به پيشرفت روزافزون ايران و تأثيرپذيري محسوس ملتهاي مسلمان از نفوذ معنوي و آرماني انقلاب اسلامي، همه تلاش و امکانات خود را براي متوقف کردن ملت ايران به کار گرفته اند، اما ملت و مسئولان نظام با تکيه بر «عقل، شجاعت و احساس مسئوليت جمعي» و با توکل بر خدا اين راه افتخارآفرين را ادامه مي دهند.


در آغاز اين ديدار وزير آموزش و پرورش با گرامي داشتن ياد معلمان شهيد .مطهري ، رجايي و باهنر گفت: تدوين لايحه نظام جامع تربيت معلم و افزايش صد درصدي پذيرش دانشجو در مراکز تربيت معلم در سال 1385، احياي معاونت پرورشي، گسترش فرهنگ قرآني و پيگيري توليد برنامه درسيِ ملي از جمله اقدامات اين وزارتخانه براي ارتقاي علمي و معنوي معلمان و دانش آموزان است.آقاي فرشيدي افزود براي رفع مشکل معيشتي معلمان، بودجه آموزش و پرورش 60 درصد افزايش يافته است و در سال هشتاد و پنج، 23 هزار واحد مسکوني و زمين به فرهنگيان واگذار شد، ضمن آنکه بودجه وام قرض الحسنه فرهنگيان نيز 12 برابر شده و براي تکميل پوشش بيمه اي معلمان هم شرکت بيمه معلم ايجاد شده است.


وزير آموزش و پرورش توسعه فضاي آموزشي را از ديگر برنامه هاي اين وزارتخانه برشمرد و گفت در سال 1386 بيش از 6000 مدرسه با 35 هزار کلاس درسي ساخته و به فضاي اموزشي کشور افزوده مي شود.


روز معلم مبارک
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 18:38  توسط زهره هامونی  |